آثار باستانی خوی

بازار قديمي (خوي):

شماره ثبت: 128

موقعيت: مابين خيابان طالقاني و امام بازار قديمي شهرستان خوي در ضلع شرقي شهر حد فاصل خيابان‌هاي انقلاب، طالقاني و كوچه و باغ‌خانه قرار گرفته است. بازار قديمي خوي مربوط به زمان صفويه به بعد مي‌باشد، اما شالوده اصلي بازار خوي به زمان زنديه و قاجار مي‌رسد. چون پادشاهان صفويه بخاطر نزديكي به مرز عثماني و كنترل ايلات و عشاير مرزنشين توجه زيادي به اين شهر نموده‌اند و گاهي از آن بعنوان پايتخت تابستاني استفاده مي‌نموده‌اند.

در زمان حكومت زنديه و اجار نيز بخش‌هاي مختلف به بازار خوي افزوده شد. در حال حاضر اين بازار از چند راسته بازار سرپوشيده و سراها و چهارسوقها تشكيل شده است. مصالح بكار رفته در ساختمان بازار خوي عموماً از آجر با ملات گچ و خاك منظور شده و تمام كار توام با سادگي و در بعضي قسمت‌ها با نماي سنگي در چهار سوقها روبرو مي‌شويم. همچنين در قسمت پي نيز از سنگ استفاده شده است. اين بازار شامل مجموعه آثار مختلفي از جمله سراي ميرهاشم،‌ سراي خان، مسجد حاجي بابا، دروازه سنگي و ... است. اين بازار بعلت حوادث طبيعي مثل زلزله صدمات زيادي ديده است. چنانچه در حال حاضر بازار خوي از زمان زنديه به بعد مخصوصاً بيشتر قسمتهاي آن بدستور عباس ميرزاي قاجار ساخته شده و آثار آهك روي گرمابه محمد بيگ يادآور تزئينات گرمابه وكيل در شيراز مي‌باشد.

 

مقبره آل يعقوب:

اين مقبره در خيابان طالقاني روبروي ضلع غربي بازار قديمي خوي و در داخل باقت قديمي شهر قرار دارد اين بنا داراي سه در ورودي يكي از داخل كوچه‌اي كه مقبره در آن واقع است و دو تاي ديگر مشرف به خيابان طالقاني مي‌باشد و مناره رفيعي است از آجر و يك گنبد كوتاه با روپوش فلوني.

اين مقبره شبستاني دارد كه پنجره‌هاي آن مشرف به حياط مقبره است و در كنار آن اتاقي است و در كنار آن اتاقي است كه سقف آن داراي گنبدي مي‌باشد كه در زير گنبد ضريح وجود دارد و محوطه آن آيينه كاري شده كه فعلاً اين آينه‌ها كدر شده‌اند و زيبايي آن به چشم نمي‌خورد. ديوارهاي اتاق اصلي در قسمت زيرين با كاشي‌هاي رنگارنگ پوشيده شده و در پيشاني پنجره‌اي شرف به خيابان دارد و در حياط كتيبه‌هايي از آيات قرآن و نقوش شير و خورشيد با كاشي‌هاي الوان جلب توجه مي‌كند، يك اتاق ديگري نيز در ضلع جنوبي وجود دارد كه در آن فرزندان و اقوام آل يعقوب مدفون شده‌اند. در داخل مقبره سنگي بر ديوار وجود دارد كه مردم بنا به اعتقاداتي كه دارند نيت مي‌كنند و مهر به آن مي‌چسبانند، اگر مهر به سنگ چسبيد حاجت آنها برآورده مي‌شود.

 

مناره شمس تبريزي (خوي):

مناره شمس تبريزي يا شمس دنبلي برج زيبايي است كه در گذشته در وسط باغ مشجري در گوشه شمال‌غربي شهر خوي قرار گرفته بود. امروزه اين مناره در ميان ساخت و سازهاي جديد شهري در محله شمس تبريزي شهر خوي قرارا گرفته است. طايفه دنبلي يكي از ايلات كرد غرب كشور بوده كه از قرن چهارم تا سيزدهم هجري نفوذ و اقتدار زيادي در دستگاههاي حكومتي داشته‌اند و در زمان صفويه تا اوايل سلطنت قاجار شهر خوي مركز حكمراني دنبليان و تنها بعنوان يك اثر تاريخي مورد بازديد مي‌باشد.

تزئينات دروازه ساده مي‌باشد بطوريكه در زير قوس سنگي قسمت جنوبي در طرفين بازار نقش دو شير بصورت بي‌تحرك و ساده حجاري شده است.

بعضي از مورخين ساختمان مناره شمس تبريزي را به امير جعفر دنبلي مقلب به شمس الملك متوفي به سال 555 هجري قمري كه يكي از مشاهير اين سلسله است نسبت مي‌دهند ولي اين انتساب مورد ترديد مي‌باشد. برخي ديگر آن را كاخ زمستاني شاه اسماعيل صفوي مي‌دانند. اعتقاد دارند تزئينات مناره كه با شاخ بز كوهي انجام گرفته است حاصل يك روز شكار اين پادشاه مي‌باشد. اين بنا مربوط به قرن دهم هجري مي‌باشد. كه برج استوانه‌اي شكل مي‌باشد كه حدود 12 متر ارتفاع دارد. اين بنا بصورت مجوف بوده و پلكان مارپيچي از ورودي مناره كه در قسمت تحتاني پايين آن قرار دارد به انتهاي مناره منتهي مي‌شود. پي و حدود 5 سانتي‌متر از نماي قسمت تحتاني با سنگ ساخته شده و از اين قسمت به بعد تمام مناره از آجر مي‌باشد. نماي آجر مناره بصورت منظم با كله و شاخ بز كوهي بصورت بي‌نظيري تزئين گشته است.

 

كليساي فنايي:

شماره ثبت: 3380

موقعيت : روستاي فنايي

اين كليسا در شهرستان خوي در روستاي فنايي از توابع بخش قره‌سو قرار دارد. اين كليسا (بنا) توسط هيأت ايتاليايي در رديف آثار متعلق به قرن 18 ميلادي معرفي شده تصرفات انجام شده در بناي كليسا كه ضمن انجام فعاليتهاي پژوهشي و مرمتي در كليسا بچشم مي‌خورد يك مورد حفاري غيرمجاز در جلوي محراب كليسا و همچنين تخريب سنگهاي ساختمان كليسا توسط مردم محل بوده است.

 

 

كليساي مهلذان:

كليساي مهلذان در هشت كيلومتري شهرستان خوي و بفاصله 5/1 كيلومتري از جاده آسفالته خوي، تبريز در روستايي به همين نام قرار گرفته است و در حال حاضر در ميان مزارع و باغات محصور مي‌باشد.

هيئت كلي كليساي مهلذان در وضعيت موجود كه بصورت نيمه مخروبه مي‌باشد فاقد هر نوع سنگ نوشته و تزئينات مي‌باشد. بدين جهت قدمت آن را بطور مشخص نمي‌توان تشخيص داد ولي با نتيجه به فرم ساختمان و شيوه‌ معماري بكار رفته و مقايسه با بناهاي همزمان قدمت آن به احتمال زياد مربوط به دوره مغول مي باشد.

فرم پلان كليسا مشابه پلان كليساهاي ارامنه مي‌باشد. مصالح بكار رفته از قسمت پي تا شروع گنبد از سنگ و گنبد آن از آجر انتخاب گرديده است. جبهه خارجي ساده ولي جبهه داخلي بنا داراي اندود گچ مي‌باشد. بر روي گچكاري قسمت محراب كليسا بقاياي نقاشيهايي شامل داستانهاي مذهبي ديده مي‌شود كه به علت متروك بودن بنا اكثر آنها ريزش نموده است.

 

كليساي سورپ سرگيس:

كليساي سورپ سرگيس در قسمت شمال غربي شهرستان خوي و در محله قديمي امامزاده واقع شده است. با توجه به تحقيقاتي كه به عمل آمده زمان ساختمان كليسا را مي‌توان به دوره‌هاي متفاوت يعين قرون چهارم و نهم ميلادي نسبت مي‌دهند كه در تاريخ زندگاني سرگيس مقدس نيز 378 ميلادي قيد گرديده است.

شكل خارجي كليسا مكعب مستطيل و پلان آن بصورت مستطيل بطول و عرض 32 در 18 و ارتفاع 6 متر مي‌باشد. در داخل كليسا شش عدد ستون سنگي با پلانهاي صليبي وجود دارد. در انتهاي ضلع شرقي محراب كليسا كه دو اتاق كوچك در طرفين آن قرار دارد واقع شده است.

پلان كليسا تحت تأثير پلانهاي معابد ايراني بوده و داراي دو ورودي از سمت جنوب و غرب مي‌باشد. چهار زوج روزنه كوچك در ضلع جنوب و شمال، سه روزنه در شرق و يك روزنه در ضلع غريب كليسا تعبيه شده است. تقريباً دو پنجم ديوارهاي بنا سنگ چين و بخش فوقاني آن آجرچيني مي باشد. سنگها از نوع گردند.

 

تپه گوهران:

اين تپه در شرق روستاي گوهران بين زمينه‌هاي زراعي واقع شده است. شايد كهن‌ترين آثار باقيمانده از ساكنان قديم دشت خوي «كول تپه‌ها» باشد كه تا پنجاه سال پيش دو تپه در خوي در كنار روستاي گوهران و تازه‌كند ديده مي‌شود كه كول تپه يعني تپه خاكستر ناميده مي‌شود.

كول يا گول در زبان پهلوي به معني آتش بوده و تعبيرات گلخن و گر گرفتن آتش در زبان فارسي از اين واژه پهلوي به جاي مانده است، ‌بعضي محققان حدس زده‌اند كه اين تپه‌ها بازمانده از خاكستر هيزم‌هايي است كه در آتشكده مي‌سوخت چراكه در ديگر جاهاي ايران در نزديك آتشكده‌هاي بزرگ معروف چنين تپه‌هايي نيست. آنچه از تپه فعلي گوهران باقي است هم لايه‌هاي سوخته و هم آثار معماري خشتي و گلي است كه در اكثر نقاط تپه به وضوح مشاهده مي‌گردد و همچنين از تعدد سفالها كه با احتمال قوي مربوط به دوره‌هاي ماد و هخامنشي است، به صراحت مي‌توان اظهار كرد كه اين تپه‌هاي منحصر بفرد در ايران است.

 

دروازه سنگي:

دروازه سنگي خوي از نمونه‌هاي باقي‌مانده دوازده حصار تدافعي در جنوب شرقي شهر خوي مي‌باشد كه جهت حفاظت شهر از تهاجم دشمن وكنترل عبور و مرور ساخته شده است. به علت گسترش شهر اين بناي تاريخي در بافت جديد شهر قرار گرفته و قسمت شمالي آن متصل به بازار قديمي خوي قرار دارد.

بعضي از مورخين اين اثر را بدوره ايلخانيان نسبت مي‌دهند و امكان دارد در زمان عمران و آباداني خوي توسط ايلخانيان، اين دروازه نيز ساخته شده باشد. ولي منابع ديگري دروازه را مربوط به دوره قاجار مي‌دانند، انتساب دوم با توجه به سبك معماري مقايسه با آثار باقي مانده قاجاريه در تبريز و خود شهر خوي معقول بنظر مي‌رسد. و از طرفي نيز با توجه به سر در باقي مانده اين بنا مربوط به دوره ايلخاني دانسته مي‌شود.

اين بنا از حيث جنس ساختمان با دو نوع مصالح مقاومت ساخته شده است. ضلع شمالي آن كه در امتداد بازر قديمي خوي قرار دارد با آجر ساخته شده ولي سمت جنوبي بنا از سنگهاي تراش خاكستري و سياه مي‌باشد كه بصورت تركيبات موزون و هماهنگ نماسازي شده است. اين بنا در حال حاضر مورد استفاده قرار نمي‌گيرد.

 

خانه كبيري (خوي):

خانه كبيري در بخش مركزي قسمت قديمي شهرستان خوي در ضلع شمالي كوچه امير قرار گرفته و سه طرف مشرف به كوچه مي‌باشد (ساختمان با محوطه بصورت سه نبش احداث گرديده) و داراي دو درب ورودي مي‌باشد كه يكي از ضلع غربي به محوطه بنا كه كف محوطه نسبت به كوچه حدود 7 سانتي متر پايين تر قرار گرفته سات و ديگري از ضلع شمالي بداخل ساختمان مي‌باشد. در قسمت جلو ساختمان حوض نسبتاض‌كوچكي با عمق حدود 50 سانتيمتر قرار گرفته و در قسمت جنوبي محوطه ساختمان مخروبه‌اي كه آوارهاي پشت بام بداخل ريزش كرده مشاهده مي‌گردد، در ضمن با ديگر خانه قديمي شهرستان خوي آقاي دكتر قرباني فاصله چنداني ندارد. با توجه به مدارك موجود فرم معماري مي‌توان اظهار داشت كه احداث اين بنا متعلق به اواخر دوره قاجاريه مي‌باشد و در وسط نقاشي رسم شده در سالن طبقه اول تاريخ 1382 ذكر شده است كه احتمالاً قمري مي‌باشد و مربوط به 41 سال قبل مي‌شود. (سال 1381 ه.ش) ساختمان كبيري در قسمت مركزي (سالن طبقه همكف و سالن طبقه اول) بصورت دو طبقه با مصالح سنگ لاشه و آجر و خشت خام و در داخل با اندود گچ‌كار، گچ بري و نقاشي و از بيرون با اندود كاهگل احداث گرديده است. قسمت خارجي ساختمان بصورت خيلي ساده با اندود كاهگل پوشانيده شده و نماي مشرف به محوطه بنا با آجركاري و گچ كاري خيلي ساده احداث گرديده است. قسمت داخلي ساختمان در طبقه همكف كلاً فاقد هرگونه تزئينات ميباشد فقط در قسمت مركزي گچبريهاي خيلي ساده در سقف ديده مي‌شود.

به هر صورت تنها قسمت ارزشمند اين بنا سالن طبقه اول مي‌باشد و بقيه قسمت‌ها فاقد هرگونه ارزش معماري و هنري مي‌باشد. ساختمان كبيري تا چند سال پيش محل سكونت مالك بود، ولي در حال حاضر بيم خرابي كل بنا در آينده نزديك مي‌رود.

 

خانه يوسفي(خوي):

شماره ثبت: 3279

موقعيت : خيابان طالقاني

خانه يوسفي در جبهه شمالي شهر خوي و در جناح غربي خيابان طالقاني كوچه شهرباني سابق قرار گرفته است. با توجه به فرم معماري و نوع تزئينات و مصالح بكار رفته و مقايسه آن با ديگران ابنيه تاريخي خوي قدمت اين مجموعه به اواخر دوره قاجاريه مي رسد ورودي اين بنا از كوچه (جبهه شرقي) به حياط چهارگوش است كه با گل و درخت و حوضچه نسبتاً بزرگي همراه با موزائيك كاري زيبايي آرايش يافته است. در اضلاع شمالي و غربي حياط دو واحد كه از نظر فرمف تزئينات، مصالح و دوره با هم اختلاف دارند، احداث شده است. تنها در ضلع شرقي و جنوبي حصار محيطي با آجر و خشت با ارتفاع بلند ديده مي شود. واحد معماري كه در ضلع غربي است هسته مركزي را تشكيل ميدهد بصورت دو طبقه ساخته شده است. طبقه همكف را يك تالار و دوراهرو كم ارتفاع با آجر انتخاب شده ولي طبقه دوم با آجر و خشت شامل يك شاه‌نشين و دو اتاق كوچك بصورت قرينه در طرفين فضاسازي شده است. واحد معماري ضلع شمالي بصورت يك طبقه با گچ و خشت و آجر و اتاقهاي تو در تو جداره‌ايا كه بين آنها فضاهاي خالي براي مقاومت در برابر زلزله در نظر گرفته شده،‌قرار دارد. ساختمان مذكور جهت واحد مسكوني ساخته شده و از خصوصيات بارز آن تناسبات معمول معماري،‌ فضاسازي با نيازهاي مردم و هماهنگي بازندگي روزمره كه باعث شده اين نوع بافتها بادوام‌تر و مردم وارتر به نظر بيايند.

پيشاني بنا همراه تاج شيرواني شكل آرايش و جلب توجه مي‌كند، آجرهاي حواشي روشنايي‌ها در نماي خارجي با اندود گچ و گچبريهايي نقاشي شده‌اند و جبهه داخلي با ارسي‌ها و شيشه‌هاي رنگي و تك مناظر طبيعي و انساني و گچ بريهاي ساده شيشه‌اي، شومينه‌هاي تزئيني با رنگ روغن داراي ارزش هنري است. نماي خارجي واحد ضلع شمالي با گچ بريهاي دايره‌اي و هلالي به صورت گل و بوته‌اي در بالاي روسنايي‌ها و پيشاني، با ستون نماهاي نيم‌برجسته طراحي و آذين بندي شده‌اند. چون اين بنا در طول سالهاي طولاني همواره بعنوان محل سكونت مورد استفاده قرار گرفته است، بارها و بارها مورد تعمير و بازسازي بوده است اين تعميرات شامل تعميرات داخلي و خارجي در بناست. چون اين بنا تحت مالكيت خصوصي است‌، بنابراين تعميرات انجام شده تحت نظارت ميراث فرهنگي نبوده است و كارهايي كاملاً سليقه‌اي و شخصي مي‌باشد.

از ديگر خانه‌هاي قابل ذكر كه در زمره خانه‌هاي شاخص و باستاني شهر خوي مي‌باشند مي‌توان به خانه‌هاي قرباني، سردار، سيواني،‌هاشمي، سربخشي، شفيعي (كلاً تخريب شده)، ميرهاشم،‌ آيت‌اللهي، قاسمي ، ابراري اشاره نمود كه اكثراً متعلق به دوران قاجار مي‌باشند.

پل خاتون (خوي):

در دو كيلومتري جنوب شرقي شهرستان خوي بر روي يكي از شعبات رودخانه قطور و در چهل متري سمت چپ جاده آسفالته خوي- سلماس احداث شده است. در حال حاضر از اين ضل استفاده نمي‌شود. و عبور و مرور از روي پل جديدي كه احداث شده انجام مي‌گيرد.

با توجه به مدارك تاريخي اين پل از آثار (احمد خان دنبلي) يكي از بزرگان خوي بوده كه بين سالهاي 1170- 1200 هجري قمري ساخته شده است و مربوط به دوره زنديه مي‌شود. معماري پل داراي هفت دهانه بزرگ روبروي پايه‌هيا سنگي بصورت منظم 7 طاقنماي تزئيني تعبيه شده است كه با ساختمان اصلي بنا هماهنگي خاصي دارد. طول پل 60 متر و عرض آن 70/8 و ارتفاع پل از پايه 5/6 متر مي‌باشد.

حمامهاي قديمي خوي:

در شهر خوي حمام‌هاي قديمي زيادي من جمله حمام صمد بيگ، حمام امامزاده و حمام اتحاديه وجوددارد كه همگي متعلق به دوران قاجاريه هستند اما متأسفانه تاكنون در مورد هيچكدام از حمام‌هاي فوق‌الذكر گزارشي از طرف ميراث فرهنگي ارائه نشده است و هيچ يك از حمام‌هاي به ثبت نرسيده‌اند.

دژ بسطام:

دژ بسطام در حوار روستاي بسطام واقع شده است و توسط روساي دوم (645-685 پيش از ميلاد) ساخته شده و يكي از مهم‌ترين شهرشهاي اورارتويي زماني خود بوده است. اين قلعه با سلطه قوم ماد بر اين منطقه بصورت متروك مانده است و فقط در دوران قرون وسطي (همزمان با دوره مغول) توسط گروهي از مسيحيان مورد سكونت قرار گرفته كه از آنها نقش صليبهايي بر روي صخره‌هاي باقي مانده است. آثار دوره اورارتويي شامل ساختمان شرقي: محله مسكوني، قلعه، آثار پشت دژ و كانال آبرساني است. كاوشهاي باستاني نشان مي‌دهد كه اين قلعه طي 50 سال و در سه مرحله ساخته شده و داراي معبد، بازار ، و مقر حكومتي، برج، بارو، دروازه و راههاي مخفي خروج مخصوص به خود بوده است.

قلعه داراي ديوارهاي مستحكم سنگي است كه بر روي صخره‌اي بلند مشرف به شدت و دره‌اي بزرگ قرار دارد سه اشكوب (طبق) با كاركردهاي مختلف است:

اشكوب تحتاني مشتمل بر دروازه، مهمانسرا، اصطبل و قرارگاه سربازان

اشكوب مياني كه معبدي است با اطاقهاي متعدد

اشكوب فوقاني كه اوج هنر معماري اورارتويي است و داراي سكونت گاه، مقر فرماندهي و راههاي خروجي به بيرون از قلعه مي‌باشد.

 

 

مسجد سرخ چورس (قره‌ضياءالدين):

اين مسجد در شمال شرقي چورس از توابع چايپاره واقع شده است. روستاي چورس در 7 كيلومتري جنوب شرقي قره‌ضياء‌الدين و شمال شرقي شهرستان خوي واقع شده است. بر اساس كتيبه‌اي كه امروزه از بين رفته است و فقط محل آن باقي‌مانده است مي توان تاريخ بناي مسجد را دوره صفويه ذكر كرد. پلان مسجد به فرم مربع مي‌باشد، مسجد صحن ندارد و شبستان مسجد چهار ستون سنگي تراش با سر ستون نقش ساده دارد. سقف پوشش مسجد بصورت طاق و گنبدي بوده كه فقط دو چشمه از گنبدهاي سقف باقي مانده است. از اين مسجد در زمان ساخت به عنوان محل عبادت شيعيان روستاي چورس استفاده مي‌شده است و بدليل تخريب متروكه شده است.

 

ديگر آثار شهرستان خوي:

از ديگر آثار تاريخي و قابل ذكر شهر خوي مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

قلعه‌ها: قلعه كوراوغلي (صفويه) قلعه سنگي ديزج، قلعه ديده‌باني،‌ قلعه مال كافري،‌ قلعه سيدتاج‌الدين، قلعه عثماني.

مقبره‌ها: مقبره سه برادر، مقبره بزرگ سنگي، مقبره صخره‌اي چير، قبرستان قريس، مقبره عارف پرويز خان.

مقبره خاكمردان: قبرستان قديمي در روستاي كاپوت و آرامگاه (گنبد پيركندي) كه اين آرامگاه متعلق به دوران الخاني است.

(مدرسه كليمه و كاروانسراي خان (شاه عباسي) و دو اثر تاريخي ديگر) در اين شهرستان، علاوه بر موارد فوق تپه‌هاي تاريخي ذيل نيز قابل اشاره مي‌باشد.

تپه سه دختر‌، تپه گوزيلانن،‌گل تپه، تپه دوزداغي (كل تپه)، تپه پاوار، تپه سنجد، تپه سنجد، تپه آلباتان،‌ تپه پيركندي، تپه آلباني، گل تپه خان ديزج، تپه علمدار، گل تپه وار (قرل تپه)، قره‌گوش عليا، تپه و غار ديپ ميرگوش، تپه و آثار دمرخ، تپه كوراوغلي، تپه خرگوش، خواجه تخت عيمان،‌تپه قزل داش، گل تپه آغداش، قزل تپه، تپه دالجا، تپه و بقاياي آثار ولتاس، تپه درمان دره، تپه قديمي براق، تپه لپك، تپه هندوان، تپه قريس، كول تپه آغباش، تپه بدلان، تپه بدل آباد (علمدار)، ساري تپه، تپه و آثار آغليندره‌سي، تپه كرديني، تپه گدرديگ، تپه گرگان بابا، تپه كورطس، تپه قشلاق (اجاق) حومه خوي، تپه آباطي، تپه سردفر، تپه قالي زيارت، تپه لپك، تپه يزديكان، تپه محمد خليفه، تپه گوهران، تپه بابكان، تپه آغشلو (آخشيلي)، تپه دوه گوز، تپه باغدرق، تپه بويلاش، تپه خاكمردان

فهرست منابع:

باستان شناسي ايران/ واندنبرگ- لوئي/ انتشارات اميركبير

سفرنامه اولينسون/ سرهندي/

نگاهي به آذربايجان غربي/ افشار سيستاني – ايرج/ساحت نامه ابراهيم بيگ/ مراغه‌ايي/ حاج زين‌العابدين

ايران باستان/ پيرنيا- حسن/

سرزمين زردتشت/ دهقان –علي/

مجله فرهنگ/ انتشارات اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي آ.غ

گزارشات سازمان ميراث فرهنگي استان آذربايجان غربي

اطلاعات ايرانگردي استان آذربايجان غربي «حسن زنده دل»

پژوهش در نام شهرهاي ايران « ايرج افشار سيستاني»

جغرافياي تاريخي شهرها/ نهشيري- عبدالحسين/

تاريخ عمومي آذربايجان/ كاويانپور- احمد/

آذربايجان پيش از تاريخ و بعد از آن/ وكيلي – سيد اسماعيل/




[بازگشت به آرشیو اخبار] [بازگشت به صفحه اصلی]